اميرمحمداميرمحمد، تا این لحظه: 13 سال و 11 ماه و 27 روز سن داره
امیرحسینامیرحسین، تا این لحظه: 18 سال و 29 روز سن داره
تولد باباتولد بابا، تا این لحظه: 47 سال و 10 ماه و 17 روز سن داره
امیر علیامیر علی، تا این لحظه: 10 سال و 1 ماه و 28 روز سن داره
عقد ماعقد ما، تا این لحظه: 21 سال و 4 ماه و 19 روز سن داره
عروسیعروسی، تا این لحظه: 19 سال و 2 ماه و 3 روز سن داره
تولد خودمتولد خودم، تا این لحظه: 47 سال و 8 ماه و 10 روز سن داره

اميرحسین جون و امیرمحمد جون و امیرعلی جونم

دوباره کرونا اومیکرون.موج هفتم.تیر۱۴۰۱

دوباره کروناامیکرون سلام.از دوشنبه هفته ی قبل مامانی تهوع داشت و بی حال بود.بعدم حالت سرماخوردگی. روز جمعه میخواستیم بریم م. زنگ زدم بابا بزرگ گوشی رو برداشت و کفت شما از همونجا تشریف ببرین ما نمیایم.حالم خیلی بده.نافم درد میکنه همشم میگفت حالم بده دلم میخواد برم تو یه اتاق دربسته گریه کنم.منم که اشکم دم مشکم. رفتیم و با ماسک بردیمشون م. اونجا یه کم روحیه ی بابا بهتر شد و فهمیدم علایم سرماخوردگی هم دارن دوتاشون.صدای مامانی هم گرفته بود.نهار خوردیم رفتیم باغ رو آب دادیم و برگشتیم.بابابزرگ با لباس خونه رفته بود ماشینو روشن کرده بود و به باغ هم سر زده بود ولی خب برگشتنی دوباره بی حال شد.بابا مهدی هم رفته بود به اون بابابزرگ کمک کنه زود...
26 تير 1401
1